ایمنی و بهداشت حرفه ای صنایع هرمزگان

این وبلاگ با هدف برقراری ارتباط موثر بین مسئولین بهداشت حرفه ای شاغل در صنایع استان هرمزگان ایجاد شده است

تاریخچه ای خواندنی از سم شناسی سرب
نویسنده : نیلوفر احمدی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩
 

تاریخچه سم شناسی سرب

 

منبع : کتاب  تاریخچه تقریبا همه چیز ( برنده جایزه کتاب سال 2004  آمریکا)

نویسنده: بیل برایسن

مترجم: محمد تقی فرامرزی

صفحات 191 تا 204

 

پیشگفتار :

 اغلب ما با نام سرب بعنوان یکی از سموم شناخته شده صنعتی کاملا آشنا هستیم اما با ماجراهایی که در قرن اخیر منجر به تکمیل پرونده سیاه این سم مرگبار شده کمتر آشنائی داریم . بهمین دلیل از کتاب فوق مطلب جالبی در این رابطه پیدا کردم - البته با اندکی ویرایش صرفا نگارشی و بدون تغییر در مفاهیم -برای مطالعه علاقه مندان گذاشته ام که امیدوارم مورد توجه تان قرار گیرد. 

در سال 1921  مهندس جوانی اهل ایالت اوهایو در آمریکا بنام تامس میجلی به کاربردهای صنعتی علم شیمی علاقه مند شد او ضمن کار برای شرکت تحقیقاتی جنرال موتورز ماده مرکبی را مورد بررسی و آزمایش قرارداد که " تترااتیل سرب" نامیده میشد و به این نتیجه رسید که ماده مذکور به طرز چشمگیری موجب کاهش تکانهایی میشود که کوبش موتور نام دارند.

با آنکه بیشتر دانشمندان با خطرناک بودن سرب آشنا بودند در نخستین سالهای سده بیستم میشد آنرا در تمام محصولات مصرفی پیدا کرد.........

 


غذا را درقوطیهای مسدود شده با لحیم سربی به بازار عرضه میکردند . آب معمولا در مخزنهایی با روکش سربی ذخیره میشد . بر روی میوه ها آفت کش آرسنات سرب پاشیده میشد. حتی در بسته بندی خمیردندان سرب بکار میرفت.

اما هیچ کدام بیش از افزودن سرب به بنزین موجب ماندگار شدن و نزدیکتر شدن آن به انسان نشد . با اختراع تترااتیل سرب در سال 1923 سه شرکت بزرگ آمریکائی جنرال موتورز – دوپونت و استاندارد اویل او نیوجرزی شرکت مشترکی به نام اتیل تشکیل دادند و هدفشان تولید و عرضه سرب مورد نیاز جهان بود. آنها این ماده جدید را به این دلیل "اتیل " نامیدند که در مقایسه با "سرب" خیلی دوست داشتنی تر و کمتر سمی بنظر میرسید !

چیزی نگذشت که کارگران تولید کننده محصولات جدید تدریجا نشانه های مسمومیت یعنی تلوتلو خوردن و گیجی را از خود بروز دادند .

اما علی رغم همه این نشانه های بارز و هذیان گویی های برگشت ناپذیر در کارکنان نماینده آنها با خونسردی گفت : این افراد احتمالا چون خیلی سخت کارکرده اند دیوانه شده اند !!!!

در نخستین روزهای  تولید بنزین سرب دار حدود پنجاه کارگرجان خود را از دست دادند و خدا میداند چه تعداد دیگری به بیماریهای لاعلاج مبتلا شدند . تعداد دقیق این کارگران بر کسی معلوم نشده زیرا شرکت اتیل معمولا موفق میشد خبرهای نگران کننده از نشت و ریزش مواد و همچنین مسمومیتها را پنهان سازد.

در اواخر دهه 1940  یک دانشجوی دوره فوق لیسانس زمین شناسی  از دانشگاه شیکاگو بنام کلر پترسن در هنگام اندازه گیری ایزوتوپ سرب برای پیدا کردن عمر کره زمین بطور اتفاقی پی برد که سطح سرب اغلب نمونه های مورد استفاده اش حدود 200 برابر مقداری  بود که معمولا انتظار میرفت . پترسن با کمال شگفتی متوجه شد که اندک اطلاعاتی که در باره سرب بر انسان دردسترس بود تقریبا همیشه گمراه کننده بوده است زیرا چهل سال بود که هرگونه تحقیقات در زمینه اثرات سرب منحصرا با تکیه بر کمکهای مالی سازندگان افزودنی های سربی ازجمله شرکت اتیل عملی شده بود.در یکی از چندین مورد تحقیقات پزشکی با آنکه او هیچ آموزشی در زمینه آسیب شناسی شیمیایی ندیده بود در برنامه پنج ساله ای شرکت کرد که در ان از داوطلبان خواسته میشد مقداری سرب را که مرحله به مرحله افزایش پیدا میکرد از طریق تنفس یا بلعیدن وارد بدن خود کنند !

متاسفانه ظاهرا پزشک محقق در این برنامه از این موضوع  اطلاع نداشته که سرب بصورت یک ماده زائد از بدن دفع نمیشود بلکه در خون و  استخوان جذب و  انباشته میشود . در این تحقیق بالقوه وحشتناک و مخاطره آمیز استخوان یا خون داوطلبان مورد آزمایش قرار نگرفت در نتیجه گواهی سلامت مبنی بر بیخطر بودن سرب صادر شد.

پترسن پس از این ماجرا اعلام کرد که مقادیر کلانی سرب در اتمسفر وجود داشته است – به بیان دقیقتر هنوز هم وجود دارد زیرا سرب هیچگاه از بین نمیرود- و ظاهرا 90 درصد آن از لوله اگزوز اتومبیلها خارج میشود ولی نتوانست این موضوع را اثبات کند.

آنچه او نیاز داشت روشی بود برای مقایسه سطوح سرب در اتمسفر پیش از سال 1923 یعنی زمانی که تترااتیل سرب وارد بازار مصرف شد.

پترسن بالاخره و پس از مطالعات و تحقیقات بسیار توانست از طریق اندازه گیری سرب در یخهای اعماق یخچالهای طبیعی در گرینلند  روشی برای اینکار ابداع نماید. آنچه او بدست آورد این بود که تا پیش از سال 1923 تقریبا هیچ سربی در اتمسفر وجود نداشته است و از ان زمان ببعد سطح سرب در اتمسفر بطور پیوسته و خطرناکی سیر صعودی پیداکرده است.

این بود که پترسن حذف سرب ازبنزین را هدف اصلی زندگی خود تلقی کرد و بدین منظور به یکی از منتقدان دائمی و همیشه فعال صنعت سرب و منافع آن تبدیل شد.

کارخانه اتیل یکی از شرکتهای قدرتمند جهان با دوستانی در مقامات ارشد دولت  آمریکا بود .بنابراین هیچ تعجبی نداشت که بناگاه پترسن متوجه شود بودجه تحقیقاتی اش قطع شده و شرکت نفت و همچنین اداره خدمات عمومی  آمریکا  قرارداد های تحقیقاتی با او رافسخ  نمودند.

اما پترسن قوی ترو مصمم تر  از آن بود که در برابر این سختی ها سرخم کند . سرانجام تلاشهای او به تصویب و اجرای قانون هوای پاک در سال 1970 و حذف فروش انواع بنزین سرب دار در آمریکا در سال 1986 منجر شد.

تقریبا بلافاصله پس از این اقدام سطح سرب در خون آمریکائیان تا 80 درصد پائین امد اما سرب چون تا ابد باقی میماند آن تعداد از ما که هنوز به زندگی ادامه میدهیم در حدود 625 برابر بیش از انسانهای سده گذشته در خونمان سرب داریم . دولت آمریکا چهل و چهار سال پس از اغلب کشورهای اروپائی استفاده از سرب را در رنگهای خانگی ممنوع کرد و جالب است بدانید که لحیم سرب با توجه به درجه بالای سمی بودنش تا 1993 از قوطی های مواد غذائی آمریکائی حذف نشده بود.

با این وجود شرکت اتیل همچنان روزبروز قدرتمند تر میشود . تا اواخرفوریه سال 2001 شرکت اتیل همچنان ادعا میکرد " تحقیقات نشان نداده است که بنزین سرب دار عامل تهدید سلامتی انسان یا محیط زیست باشد"!! در

وبسایت این شرکت در محل تاریخچه آن هیچ اشاره ای به سرب یا حتی  تامس میجلی نشده بلکه خیلی ساده نوشته شده که " نخستین محصول آن شرکت حاوی برخی مواد شیمیایی بوده است ".

گرچه شرکت اتیل دیگر بنزین سرب دار تولید نمیکند اما طبق حسابهای آن شرکت در سال 2001 تترااتیل سرب  معادل 25.1 میلیون دلار فروش داشته است.

عاقبت بعد از تحمل تمامی این سختی ها کلر پترسن در سال 1995 درحالی چشم از جهان فرو بست که بابت این همه تلاش و کارهای بشردوستانه اش کسی به او جایزه نوبل اعطا نکرد. حتی بیش از پنجاه سال تلاش مستمر و دستاوردهای علمی و حاصل ازخودگذشتگی اش هیچ شهرتی برایش بدنبال نیاورد . با اینکه او یک دانشمند  زمین شناس بود اما در هیچ کتاب درسی زمین شناسی نامی از او برده نمیشود . حتی در دو کتاب جدید در مورد تاریخچه زمین املای نام او راغلط نوشته اند . شگفت انگیزتر انکه در نشریه نیچر نویسنده ای گمان کرده پترسن یک خانم است !